تبليغاتX
"روزی روزگاری ما"
نیمکت کنار فواره ی نور
یه بهونه واسه از تو گفتنه

جای خالی تو گریه آوره
مرگ لحظه های شیرین منه

یادته به روی اون نیمکتمون
از تو واژه ها غمو خط می زدیم

دست من به دور گردن تو بود
وقتی که تکیه به نیمکت می زدیم

دورمون پرنده ها بودن و عشق
با نگاه من و تو یکی می شد

من می خواستم با تو پرواز کنمو
برسم به عاشقی اما نشد

یه سبد خاطره داره یاد تو
وقتی که تنها رو نیمکت می شینم

شکر رویا که هنووزم می تونم
توی رویا روی ماهتو ببینم

از خدا می خوام که عطر دلخوشی
هر جا باشی به مشامت برسه

ممنونم از شب رویا که بازم
وقت دلتنگی به دادم می رسه

+ نوشته شده توسط امید در Fri 13 Apr 2012 و ساعت 11:0 |
با یه شکلات شرو ع شد من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دست من. من بچه بودم اونم بچه بود. سرم رو بالا کردم سرشو با لا گرفت دیدکه منو میشناسه خندیدم.
گفت دوستیم.
گفتم دوست دوست.
گفت تا کجا……….
گفتم دوستی که تا نداره………..
گفت تا مرگ……..
خندیدمو گفتم من که گفتم تا نداره……….
گفت با شه تا پس از مرگ ………
گفتم نه نه نه نه تا نداره…………….
گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده می شن.یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم.تا بهشت تا جهنم.تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم.
خندیدم گفتم تو براش تا هرکجا که دلت می خواد یه تا بذار اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا. اما من اصلا براش تا نمی ذارم.نگاهم کرد نگاهش کردم.باور نمی کرد
می دونستم اون می خواست حتما دوستی ما تا داشته باشه.دوستی بدون تا رانمی فهمید.گفت بیا برای دوستی مون یه نشونه بذاریم.
گفتم باشه توبذار.
گفت شکلات.هر بار که همدیگرو می بینیم یه شکلات مال تو یکی مال من.باشه گفتم باشه.هر بار یه شکلات می ذاشتم تودستش اونم یه شکلات تو دست من. باز همدیگرو نگاه می کردیم یعنی که دوستیم دوست دوست .من شکلاتمو باز می کردم می ذاشتم تو دهنم تند تند می میکیدم می گفت شکمو تو دوست شکموی منی. وشکلاتشو می ذاشت توی یه صندوقچه کوچولوی قشنگ می گفتم بخورش. می گفت تموم می شه می خوام تموم نشه. برای همیشه بمونه .صندوقش پر از شکلات شده بود.هیچ کدومشو نمی خورد.
من همشو خورده بودم .گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کرما اونوقت چکار می کنی؟گفت مواظب شون هستم. می گفت می خوام نگه شون دارم تا موقعی که دوست هستیم.
من شکلاتم رو می ذاشتم تو دهنم می گفتم نه نه نه تا نه دوستی که تا نداره.
یک سال دوسال چهار سال هفت سال ده سال بیست سالش شده اون بزرگ شده منم بزرگ شدم.
من همه شکلاتام رو خوردم.اون همه شکلاتاشو نگه داشت.اون اومده امشب تا خداحافظی کنیم می خواد بره بره اون دور دورا میگه می رم اما زود برمی گردم من که می دونم می ره وبر نمی گرده.یادش رفت شکلات به من بده من که یادم نرفته یه شکلات گذاشتم کف دستش گفتم این برای خوردنه یه شکلات گذاشتم توکف اون دستش گفتم اینم آخرین شکلات برای صدوق کوچیکت.یادش رفته بودکه صندوقی داره بر ای شکلاتها ش.هردوتا رو خورد.خندیدم می دونستم دوستی من تا نداره می دونستم دوستی اون تا داره مثل همیشه …….
خوب شد همه شکلاتام رو خوردم اما اون هیچ کدوم مشون رو نخورده حالا با یه صندوق پر از شکلاتهای نخورده چکار می کنه.

http://www.youtube.com/watch?v=o0GxtUF3fBg

+ نوشته شده توسط امید در Wed 29 Feb 2012 و ساعت 19:2 |

Ten York Condo Toronto

+ نوشته شده توسط امید در Sat 25 Feb 2012 و ساعت 1:22 |

Once upon a time
There was a boy
There was a girl

Just one kiss on my lips
Was all it took to seal the future
Just one look from your eyes
Was like a certain kind of torture

Just one touch from your hands
Was all it took to make me falter

Forbidden love
Are we supposed to be together
Forbidden love
We seal the destiny forever
Forbidden love


Just one smile on your face
Was all it took to change my fortune
Just one word from your mouth
Was all I needed to be certain

Once upon a time
There was a boy
There was a girl
Hearts that intertwine
They lived in a different kind of world


Just one kiss
Just one touch
Just one look

 

Just one love

http://www.youtube.com/watch?v=7cyo7uodeyA&feature=related

+ نوشته شده توسط امید در Tue 27 Dec 2011 و ساعت 16:18 |
با حسِ عجیبی با حال غریبی دلم تنگته
پر از عشق و عادت بدون حسادت دلم تنگته
گله بی گلایه، بدون کنایه دلم تنگته
پر از فکر رنگی، یه جور قشنگی دلم تنگته
تو جایی که هیشکی واسه هیشکی نیست و، همه دل پَریشَن
دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت، که کهنه نمیشن
دلم تنگه تنگه برای یه لحظه کنار تو بودن
یه شب شد هزار شب که خاموش و خوابن چراغای روشن

 منِ دل شکسته با این فکر خسته، دلم تنگته
با چشمای نمناک، تر و ابری و پاک دلم تنگته
ببین که چه ساده بدون اراده، دلم تنگته
مثل این ترانه چه قدر عاشقانه، دلم تنگته - دلم تنگته

یه شب شد هزار شب، که دلغنچه ی ما قرار بوده وا شه
تو نیستی که دنیا به سازم نرقصه، به کامم نباشه
چه قدر منتظر شم که شاید از این عشق سراغی بگیری
کجا کی کدوم روز، منو با تمام دلت می پذیری
منِ دل شکسته با این فکر خسته، دلم تنگته
با چشمای نمناک، تر و ابری و پاک دلم تنگته

 ببین که چه ساده بدون اراده، دلم تنگته
مثل این ترانه چه قدر عاشقانه، دلم تنگته - دلم تنگته

http://www.youtube.com/watch?v=7SArizpe6QI

+ نوشته شده توسط امید در Fri 23 Dec 2011 و ساعت 1:21 |
آمدی ای نازنینِ رفته ام باز آمدی
بار ديگر با دل ديوانه دم ساز آمدی
بعد تو مشت پری گنج قفس ماند از دلم

ای پرستويی که با اين شوق پرواز آمدی
رفتی و من ماندم و تنهايی و پايان عشق
بعد عمری عشق من بهتر از آواز آمدی

ای تمام هستی من

رفتی و تنهای تنها
مردم از بی هم زبانی
رفتی و بعد از تو من
همچنان خاکستری
مانده بعد از کاروانی

بعد آن فرزانگی ها
گم شدم در بی نشانی
آمدم من کو به کو
خسته و بی آرزو
همچنان برگ خزانی

آمدی تا آنکه باشی با من
بعد عمری تنها
چشم تو همچون ستاره تابد
در سکوت شب ها

ای که بودی سايه من عمری
در شب مستی ها
تا ابد بايد بمانی با من
بعد از اين در دنيا

http://www.youtube.com/watch?v=3rvCj9y-2fM

http://www.4shared.com/file/82921271/cb319f1b/01_AAMADIsatar.html

+ نوشته شده توسط امید در Fri 2 Dec 2011 و ساعت 0:30 |
میبوسمت میگی خداحافظ
این قصه از اینجا شروع میشه

من بغض کردم تو چشات خیسه
دست دوتامون داره رو میشه

توسمت رویای خودت میری
میریو من چشمامو میبندم

ما خواستیم از هم جدا باشیم
پس من چرا با گریه میخندم؟؟

میبینمت میری ولی میری نمی بینی
میبوسمت از من ولی دستاتو میگیری

چقد تنهایی بده بگو حاله توام اینه؟
اگه این عشق کشته شه پای تو ام گیره

من قول داده بودم به مرور زمان خوب شم
یکم انصاف داشته باش نزار خرد شم

ببین شاید الان بگی این تقصیر مانیست
این داستانه عشقه تو تقویمه تاریخ

ولی مگه میشه اینهمه خاطره رو گور کرد
و بعد نشست فقط فاتحشوو خوند نه

نمیتونم تو کتم نمیره
مگه میشه عشق یک شبه عقب بشینه

بدون خالیه جات تا تو پرش کنی
واسه آدمی که یک عمر تو بتش بودی

من که هر کاری کردم که نری یک وقت نه
نمیدونم چی شد یهو زدی به هم من

عاشقتم اینو انکار نکن
مثله فیلمی که هیچوقت اکران نشد

تو فکر میکردی بدون من
دلشوره از دنیای ما میره

اینجا یکی همدرد من میشه
اونجا یکی دستاتو میگیره

گفتی که میتونی بری اما
بغض تو دستاتو برام روکرد

ما هردو  از رفتن پشیمونیم
جون دوتامون زود تر برگرد

+ نوشته شده توسط امید در Wed 19 Oct 2011 و ساعت 16:12 |
بدون اراده متولد می شویم
با حیرت زندگی می کنیم
با حسرت می میریم
اما آنچه که هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش هست
+ نوشته شده توسط امید در Fri 29 Apr 2011 و ساعت 9:19 |

اگر مهربان باشي تو را به داشتن انگيزه هاي پنهان متهم مي کنند ولي مهربان باش

اگر موفق باشي دوستان دروغين و دشمنان حقيقي خواهي يافت ولي موفق باش

اگر شريف و درستکار باشي فريبت مي دهند ولي شريف و درستکار باش

آنچه را در طول ساليان سال بنا نهاده اي شايد يک شبه ويران کنند ولي سازنده باش

اگر به شادماني و آرامش دست يابي حسادت مي کنند ولي شادمان باش

نيکي هاي درونت را فراموش مي کنند ولي نيکوکار باش

بهترين هاي خود را به دنيا ببخش حتي اگر هيچ گاه کافي نباشد

و در نهايت مي بيني هر آنچه هست همواره ميان "تو و خداوند" است نه ميان تو و مردم

 دکتر علي شريعتي

+ نوشته شده توسط امید در Tue 1 Mar 2011 و ساعت 14:36 |
سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد
کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
که هر شب هرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگی های من تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری
تظاهر میکنم هستی

تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم
صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر میبینم

http://www.radiojavan.com/videos/video/dariush-saraabe-radde-paaye-to

یه حسی از تو در من هست
که میدونم تو رو دارم

واسه برگشتنت هرشب درارو باز میزارم . . .

+ نوشته شده توسط امید در Thu 27 Jan 2011 و ساعت 10:9 |