The Reason
SO
I LOVE YOU
BECAUSE THE
ENTIRE UNIVERSE
CONSPIRED
TO HELP ME
FIND YOU
The Alchemist
Paulo Coelho
SO
I LOVE YOU
BECAUSE THE
ENTIRE UNIVERSE
CONSPIRED
TO HELP ME
FIND YOU
The Alchemist
Paulo Coelho
عمری هم درگیری عقل و دل٬
دشمنی در کار نیست!
فکر کن خیلی ها بخوان یک جایی باشند٬
توی یک شهری٬
همه بخوان در موقعیتی باشند٬
امکاناتی داشته باشند٬
و و و
حالا تو همه خواستن ها را داشته باشی٬
اما بخوای جای همونها باشی که اینهارو می خوان٬
صبح که بیدار میشی با خودت زمزمه کنی
کاشکی توی شهر اونا بودی٬
عقلت میگه آخه احمق٬
همه چیز که داری٬ چرا به محال فکر می کنی
٬
حالا تو خوشحالی٬
حس می کنی پس هنوز پیر نشدی
عقل و دلت با هم کنار بیا نیستد٬
نشونه خوبیه
به عقلت می گی که خیلی غیر ممکن ها رو ممکن کردی٬
اینم روش
خجالـــت زده از اِحساسَم
آرام آرام اَشکـــ میریزی و میروی ...
یـــآدت باشد
روزی می آیی و مرا هرگز پیدا نمیکنی....
برای اینکه حرف داره اما نمی تونه بزنه!
شاید یک حرف ساده٬ مثل دلتنگی٬ مثل رنگ چشمهاش!
یک وقتهایی دلت می خواد حرفی رو که چند سال توی ذهنت بوده و الان میشه گفت بزنی٬ بازم نمیشه!
بگو٬
بگو که دیگه سبک بشی٬
جنگ عقل و دل از همون بهشت و آدم و سیب شروع شد٬
به نامه و شعر و اس ام اس و فیسبوک رسید!
شاید اگر آدم سیب نخورده بود الان همه چیز این قدر سخت نبود٬
رنگ چشم هاش توی بهشت رنگ دیگه داشت٬
شاید گل خنده هاش بین گلهای بهشت گم بود و آدم رو انقدر گرفتار نمی کرد!
آه سیب آدم!
آه شعر و آه فیسبوک!
آه گل باغچه هر بار بعد از باران گریه می کنی
بگو که زندگی کوتاه است....